بر نارفیقان شرم باد

ورود نارفیقان ممنوع....!

+ نوشته شده توسط دانشجویی انصرافی A.A.88 در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ و ساعت 8:2 |
زیباترین قسم سهراب سپهری هست…

04 FunyWwW.KamYab.Ir  جدیترین عکس های طنز با توضیح ( شرح در تصویر خنده دار سری دهم)

نه تو میمانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی …

 

به حباب نگران لب یک رود قسم ،
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد …
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند …

 

لحظه ها عریانند ،
به تن لحظه ی خود ،
جامه ی اندوه مپوشان … هرگـز 

+ نوشته شده توسط دانشجویی انصرافی A.A.88 در دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 11:8 |

امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته
ماندم جدا ز یاران از بلای طوفان بال من شکسته
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
از حریر دلم رفته رنگ هوس درد خود به که گویم در درون قفس
آه در درون قفس
وه که دست قضا بسته بال مرا روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس
آه ناله خیزد و بس
میزنم فریاد هرچه باداباد وای از این طوفان وای, وای از این بیداد
آه وای از این بیداد
میزنم فریاد هرچه باداباد وای از این طوفان وای, وای از این بیداد
آه وای از این بیداد
وای از این بیداد
وای از این بیداد

+ نوشته شده توسط دانشجویی انصرافی A.A.88 در سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 10:57 |

+ نوشته شده توسط دانشجویی انصرافی A.A.88 در شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 21:18 |

والله ان قطعتـم يميني       انّي أحامي أبداً عن ديني

+ نوشته شده توسط دانشجویی انصرافی A.A.88 در پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 22:4 |
 

کاش بودی سرم را روی شانه هایت میگذاشتم میبوسیدمت

دستانم سرد است کاش بودی دستانم را میگرفتی

کجای؟

شنیدم بهشت هم برایت کم است

خوشبحالت 

.کاش من هم میبردی دلم برات کلی تنگ است "

همیشه عاشقت هستم "

به خوابم بیا مثل هرشب

پی نوشت///

 

له قورستان بی دنگه تنیا منیته دالگه!

 

وه برزی ستارگان گوورا منیته دالگه!

+ نوشته شده توسط دانشجویی انصرافی A.A.88 در دوشنبه سوم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 20:5 |
دوباره باز خواهم گشت
درِ گلخانه ها را بازخواهم کرد
تمام آسمان را آبی پرواز خواهم کرد
تو را در کوچه‌های کودکی آوازخواهم کرد
دوباره باز خواهم گشت
دوباره باز خواهم گشت
تمام قفل‌ها را باز خواهم کرد
از آنجایی که ماندم ناتمام..آغاز خواهم کرد

 

تو را ‌ای خانه‌ی برآب
تو را ‌ای تشنه‌ی سیراب
تو را آباد خواهم کرد
تو را هر لحظه و هرجا
تو را هر جای این دنیا
تو را فریاد خواهم کرد
تو را فریاد خواهم کرد…

 ♫♫♫

درخت عشق خواهم کاشت
سیاهی یا سپیدی نه
تمام رنگها را دوست خواهم داشت

کبوترهای عاشق را
گلهای شقایق را
یکایک از قفس آزاد خواهم کرد

سبب سازان هجرت را
تبر داران ظلمت را
به دار نور خواهم بست
زمین ِ زادگاهم را که صد‌ها تکه و پاره‌ست
دوباره بازخواهم یافت
دوباره بازخواهم یافت..

تو را ‌ای خانه‌ی برآب
تو را ‌ای تشنه‌ی سیراب
تو را آباد خواهم کرد
تو را هر لحظه و هرجا
تو را هر جای این دنیا
تو را فریاد خواهم کرد
تو را فریاد خواهم کرد…
از انجایی که ماندم ناتمام اغاز خواهم کرد
تو را در کوچه های کودکی آواز خواهم کرد
اگر حتی فقط یک روز باقی باشد از عمرم
به خانه بازخواهم گشت
دوباره باز خواهم گشت
به خانه بازخواهم گشت
دوباره باز خواهم گشت

ترانه سرا : اردلان سر افراز

+ نوشته شده توسط دانشجویی انصرافی A.A.88 در سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 3:54 |

نه از آشنايان وفا ديده ام
نه در باده نوشان صفا ديده ام
زنامردميها نرنجد دلم
كه از چشم خود هم خطا ديده ام

به خاكستر دل نگيرد شرار
من از برق چشمي بلا ديده ام
وفاي تو را نازم اي اشك غم
كه در ديده عمري تورا ديده ام

نه از آشنايان وفا ديده ام
نه در باده نوشان صفا ديده ام
زنامردميها نرنجد دلم
كه از چشم خود هم خطا ديده ام

طبيبا مكن منعم از جام مي
كه درد درون را دوا ديده ام
حريم خدا شد چه شبها دلم
كه خود را ز عالم جدا ديده ام

از آن رو نريزد سرشكم ز چشم
كه در قطره هايش خدا ديده ام
برو صاف شو تا خدابين شوي
ببين من خدا را كجا ديده ام

نه از آشنايان وفا ديده ام
نه در باده نوشان صفا ديده ام
زنامردميها نرنجد دلم
كه از چشم خود هم خطا ديده ام

طبيبا مكن منعم از جام مي
كه درد درون را دوا ديده ام
حريم خدا شد چه شبها دلم
كه خود را ز عالم جدا ديده ام

از آن رو نريزد سرشكم ز چشم
كه در قطره هايش خدا ديده ام
برو صاف شو تا خدابين شوي
ببين من خدا را كجا ديده ام

نه از آشنايان وفا ديده ام
نه در باده نوشان صفا ديده ام
زنامردميها نرنجد دلم
كه از چشم خود هم خطا ديده ام

 

                               شعري از هما مير افشار

+ نوشته شده توسط دانشجویی انصرافی A.A.88 در پنجشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۳ و ساعت 2:33 |

انگار  تمام  باورم  زخم  شده

یک ایل بلوط در سرم زخم شده

ایلام چه دست های زبری دارد

مثل کف دست پدرم زخم شده

....

با آنکه برای شعله هایش حد نیست
از حال بلوط اگر بپرسی بد نیست

می سوزد و می سوزد و... نه! می رقصد
این سوختگی هنوز صد در صد نیست

.....

کبریت کشید،دل پُر از جذر و مد است

انگار که زندانی حبس ابد است

زن شعله ی آتش است یا آتش زن؟

آتش چه قشنگ رقص کُردی بلد است

---

 

خودسوزی خانم کارمند در ساختمان شرکت نفت

بر خاک نشست و غربت اندوزی کرد
بر دامن خویش ، زخم گل دوزی کرد

ایلام  ، زن  بلوطی  قصه ی  ما
یک روز به تنگ آمد و خودسوزی کرد

....

ماسیده شب و سکوت در رگهایش

چادر زده عنکبوت در رگهایش

ایلام و هزار زخم کاری بر تن

خونمردگی بلوط در رگهایش

.....

مهریه کمی آب و تمام آتش
افتاد عروس ما به کام آتش
انگار بریده اند از روز ازل
ناف زن کُرد را به نام آتش

.....

ای مرگ چگونه با تو باید سر کرد
مرگی تو نمی شود تو را باور کرد
عمری تر و خشک کرد با عشق تو را
ایلام زنی که جای خون شوهر کرد

.....

امرو چرا  نگويم كه دلم غمناك است

وقتي كه گريبان نگاهم چاك است

وقتي كه تن تمام وَن ها زخمي است

وقتي كه بلوط تا گلو در خاك است.

....

يخ بست درون خاك آرام آرام

درياي بزرگ سنگ و صخره: ايلام
بيتاب و رمق خراب و خسته خورشيد

خشكيده چو ترخينه تلخي بر بام

...........

اي شهر چرا بر تو نمي تابد ماه

ديوار تو را چرا نمي يابد ماه

تو رفتي و ماه، راه را گم كرده

بر قله ي « مانشت» نمي تابد ماه.

....

ایلام که شهر رنگ های زخمیست

دریای پر از نهنگهای زخمیست

ای عشق شکار کردن اینجا سخت است

این بیشه پر از پلنگ های زخمیست

......

پشت سر هم زخم شمردم یک عمر

 

در مشت دل خویش فشردم یک عمر

ایلام برای زخم من مادر بود

نان و نمک بلوط خوردم یک عمر

.......

در حنجره های  ما  صدا را بفشار
صوت و سخن و حرف و هجا را بفشار

تاریکی از این قشنگ تر می خواهی؟
ای  مرگ  بیا  گلوی  ما را بفشار

+ نوشته شده توسط دانشجویی انصرافی A.A.88 در یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۳ و ساعت 13:57 |
سلام به همه دوستان!

بالاخره بعداز 8-9 ماه کارگری و بدبختی کشیدن پول پیش قسط پراید131 رو جور کردم! (-:

پس فردا انشالله برای ثبت نام میرم.تحویل خرداد 93 انشالله


پی نوشت1: انشالله بعداز تحویل گرفتن یه گوسفند قربونی میکنم.و دومین کاری که میکنم خانوادمو میبرم امامزاده و بعد در اولین فرصت میرم و شیشه های عقب رو برقی میکنم. 

*

خـــــــــــــــدا رو شـــــــــــــــــــــــــــــکــــــــــــــــــــــــــر*

+ نوشته شده توسط دانشجویی انصرافی A.A.88 در جمعه ششم دی ۱۳۹۲ و ساعت 0:16 |


Powered By
BLOGFA.COM