تبليغاتX
متروکه ـــــ
وبلاگ سابق دانشجویان فیزیک دانشگاه پیام نور ایلام
آقا ما حال خودمان رو نداریم...

دلمان بد گرفتس

از این عالم واقعا راست گفتن تو ابن دنیا جای برای آدمایی پاک و صاف نیست اگه صاف و زلال باشی یجا میخورنت اصلا دارم دیوانه میشوم ؟؟؟؟؟؟؟!! بابا به کی بگم؟من دیگر حتی حوصله خودمم ندارم... قبلنا سرگرمی ام چت و حرف زدن با دخترا بود ولی الان دیگر دل و دماغ آ هم ندارم اصلا از خودم از آدمای دو و برم بدم میاااااااااااااااااااااااااااااد

خلاص.

پی نوشت:بابا یکی به داد ما برسه دارم دیونه میشم؟!!

پی نوشت ۲: اگه رفتیم حلال کنید...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 23:36  توسط دانشجویی انصرافی A.A.88  | 

اما....

اما عزیز خسته و داغدار من...

با همه اشتیاقم...

بگذار در سودای با تو بودن بمانم

بگذار هیچ جلوه ای از زمین در تصویر عاشقانه و خدایی خیال من نباشد

بگذار در اشتیاق دیدار تو بمانم...

بگذار نفسهایم در آرزوی دیدار تو به شماره افتد...

بگذار همه آن چیزهایی که خدا بی حضور مادی تو

بر من بخشیده است...دست نخورده بماند

بگذار لطافت انتظار را در سینه پر اندوه خود

به تمامی لمس کنم.....

بگذار افقهای خیالم را برای دیدار تو

به نظاره بنشینم....

بگذار خلوتگاه درونم با هاله ای از نور خدایگونه روحت پوشانده شود...

بگذار در حسرت دیدار تو بمانم...

بگذار سوز و گداز سینه ام....پر جوش بماند...

بگذار پر التهاب بمانم....

بگذار همیشه و برای ابد....

دلتنگ تو بمانم...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 6:5  توسط دانشجویی انصرافی A.A.88  | 

به  زیر آب رفتن روستا و خانه ها در این صحنه کاملا مشخص است که همچون جزیره ای  در رودخانه خودنمایی می کند.

در حال حاضر و به مرور زمان بیشتر این مناطق به زیر آب می روند تا آبگیری سد کامل شود.

این چشم اندازهای بسیار زیبا باعث نشاط و روحیه انسان می شود و مردم ایلام که اساسا مردمی علاقمند به تفریح هستند را به این اینجا می کشاند.

از دیگر جذابیتهای سد سیمره وجود پرندگان مهاجر است چراکه بر اثر شکل گیری این دریاچه زیبا هزارن پرنده از نقاط مختلف کشور به سیمره مهاجرت کرده اند.

وجود پرندگانی مثل کبک، کوتر، تیهور و.. باعث شده که در این منطقه شکارچیان به فکر شکار بیفتند.

به دلیل طولانی بودن عرض و طول رودخانه پرندگان بیشتر در وسط رودخانه هستند که دسترسی به آنها برای شکار سخت است مگر اینکه با قایق به شکار بروند.

با امکانات لازم و راه دسترسی مناسب می شود این منطقه بکر را به یک منطقه توریستی در استان ایلام تبدیل کرد.

این منطقه به دلیل آبگیری سد سیمره به تازگی در استان ایلام شکل گرفته و اطلاع رسانی در خصوص این منطقه برای گردشگران و مسافران ضروری است.

عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 6:0  توسط دانشجویی انصرافی A.A.88  | 


عضویت در 
گروه ایران عشق

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه , گوشت بدن

خودشو میکند

و میداد به جوجه هاش میخوردند

زمستان تمام شد و کلاغ مرد!

اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:

آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری!

این است واقعیت تلخ روزگار ما..!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 5:37  توسط دانشجویی انصرافی A.A.88  | 

 
آری تو راست می گویی آسمان مال من است

پنجره ، فکر ، هوا، عشق ، زمین ، مال من است

اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای من است؟؟!!

من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست ... .

صبر کن سهراب ... !!! قایقت جا دارد ... !؟؟

من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 6:37  توسط دانشجویی انصرافی A.A.88  | 

یاد باد آن روزگارانی که بودم اولی*****ناز و طناز و عزیز و فلفلی!
شاه خانه بودم و مهر سجود*******هرچه را می خواستم آماده بود

سرنگون گشتم فتادم من ز جاه*****دومی بر جای من گردید شاه

تا به خود آیم زنم گل بر سرم********سومی آمد بشد او خواهرم
دختری زیبا و خوشرو مثل ماه***ما داداش ها می کشیدیم سوز آه
با نشاط و شادی و با خرمی*****سر رسید از گرد راه آن چارمی!


دیگر آن خانه برایم تنگ شد**عقل و هوش و فکر من هم منگ شد
کم کمک عادت نمودم ناگهان****پنجمی هم پا نهاد بر این جهان!
بهر سوزش پنج نفر کافی نبود****ششمی هیزم شکن و ما مثل دود


ناصر و منصور و شهناز و شهین****احمد و فرهاد و هفتم هم مهین
خانه مان گردید در هم برهمی******سه قلو شد هشتمی تا دهمی!
ای امان و ای امان و ای امان!****ای امان از دست بابا و مامان!


خواهر آمد دیگری بی فاصله!*****تا که گردید تیم فوتبال ، کامله
ناصر و منصور و شهناز و شهین****احمد و فرهاد و عباس و مهین
اصغری و این یکی گل پونه جان!****آخری هم می شود دروازه بان

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 6:31  توسط دانشجویی انصرافی A.A.88  | 

ملالی نیست جز دوری دوستان با وفا...

خبری نیست جز دانشگاه پیام نور هم مهندسی عمران و مکانیک آورد البته طبیعی هست باتوجه به امکانات روزافزون و مدرن دانشگاه حتما مسولان به این نتیجه رسیده اند که چرا این رشته ها را هم نیاورند تا این رشته هم از صف دیگر رشته ها جا نمانند و به حد اشباع برسند و در آینده نزدیک به قول آقایی ایکس مهندسان مکانیک تعویض روغنی و مهندسان عمران و معمار بنا و کچ کار و غیره شوند..

پی نوشت: حالا ما از این دانشگاه کوفتی زدیم بیرون شد گلستان!!!

پی نوشت ۲: شانسمه دیه خو ;-)

فعلا بای تا آپ بعد

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 7:17  توسط دانشجویی انصرافی A.A.88  | 

آری تو راست می گویی آسمان مال من است

پنجره ، فکر ، هوا، عشق ، زمین ، مال من است

اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای من است؟؟!!

من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست ... .

صبر کن سهراب ... !!! قایقت جا دارد ... !؟؟

من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 10:42  توسط دانشجویی انصرافی A.A.88  | 

دیروز همین موقع ها بود که توی مترو بودم در حالی که دیوارهای تاریک مترو رو نگاه میکردم و گاها ایستگاه ها وآدم های منتظرشون به هیچی فکر نمی کردم چیزی که توجهمو به خودش جلب کرد صحبت کردن یه دختر  شاید ۸ یا ۹ ساله که با مامانش اومده بود با یک دختر ۶-۷ ساله دیگه بود راستش برای من خیلی جالب بود دختر ۸-۹ساله : تو چند تا دوست داری؟ دختر ۶-۷ ساله: من ۷تا ... ۹تا...زیاد دارم تو چی؟ دختر ۸-۹ ساله : من ۶ تا دوست دارم الهه-عسل-مریلا-(اگه اشتباه نکنم) مبینا - سارا و با رضا -رضا دوست پسرمه ها! با هم  دوستیم خیلی زیاد!!!دوست فابریکمه همیشه به مامانش میگه عاشق رزی هستم میدونی چیه منم خیلی دوسش دارم  توچی؟ دختر:منم دارم حدود ۸-۹ تا اسم دختر رو گفت بعدشم گفت منم ۲تا دوست پسر دارم مهدی با علیرضا پسرای همسایمونن. دختر ۸-۹ساله :به این که نمیگن دوست پسر اگه اینجور باشه منم ۱۰تا دارمپسرای کوچمون همرو میشناسم ایستگاه ۱۵ خرداد! دیگه نتونستم بقیه حرفاشون رو گوش بدم

پی نوشت: دختر بچه تهرانی کجا و دختر بچه ایلامی کجا؟

پی نوشت ۲:دخترای ایلامی تازه دوس گرفتنشون از ۱۴ -۱۵ سالگی اونم با احتیاط کامل شوع میشه

پی نوشت ۳ :کسی از حرفام رنجیده نشه من فقط چیزی رو که دیدم بازگو میکنتم

اگر نظر ندهید دعا میکنم کچل بشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 2:28  توسط دانشجویی انصرافی A.A.88  | 

امروز تا ساعت ۶ بیشتر ایلام نیستم ایشاالله فردا تهرانم توی این چند روزی که ایلام بودم حسابی خوش گذشت دیروز رفته بودم دانشگاه سابقم ... صله رحم!!! خو لازم بود دیه!!! جلسه داشتن (اینو بگم موقعی که من اونجا بودم از این کارا بلد نبودن )خلاصه خیلی خوش گذشت
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 2:13  توسط دانشجویی انصرافی A.A.88  |